تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

میلاد امام حسین

            حضرت عباس

                امام سجاد

                                      مبارکباد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 23:36  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 19:17  توسط   | 

فیلم کمدی و جدید پسر رامبو 2008 با کیفیت عالی DVDrip و لینک مستقیم

خلاصه فیلم : دهه 80، در کشور انگلستان پسر جوانی به نام ویل پرادروف در میان گروهی مذهبی که دور از اجتماع زندگی میکنند بزرگ میشود. در این گروه تلویزیون و موسیقی شدیدا ممنوع است اما هنگامی که ویل برای اولین بار فیلمی به نام «رامبو : اولین خون» را میبیند، افکارش کاملا دگرگون میشود و تصمیم میگیرد به همراه یکی از اشرار مدرسه به نام لی کارتر به ارتش ملحق شود تا حماسه رزمی خود را بسازد.


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 17:7  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:29  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:22  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

علوم غریبه علمی میراثی از انبیا میباشد . علوم غریبه علمی نا باور و مطمئن و صحیح میبا شد. علوم غریبه برای نجات اسان ها و اصلاح زندگی انها بوجود امده است و باید از این علم به طرز صحیح استفاده نمود علوم غریبه تنها برای ا ستفاده شخصی و یا اواره کردن و سرگر دان نمودن کسی بوجود نیامده است و نیز این علم را برای هرگز برای منفعت خود و دنیا نیاموزید و موفق نخواهید شد مگر انکه نیت دل خود را صاف نموده و فقط برای رضای خدا و کار برد ان برای راضی نمودن حقوق دیگران اسبفاده نمایید.

علم پیشگویی یکی از علوم بسیار قدیمی و ابتداییست بشر همیشه در صد د تدوین قوانینی بوده ا ست تا بتواند با ان علم به اسرار زندگی پی ببرد وبه ارزوهای حود دست بیابد و در تمام زمانها همیشه در فعالیت و جستجو بوده است.

در قرون ا ولیه تاریخ بشر انسانها بوسیله ستارگان و سفیده تخم مرغ و بعضی از خطوط دست وغیره ... به عنوان وسیله ای استفاده می کردند و ا نسا ن را از اضطراب و نگرانی خارج می ساختند و او را از اخبار اینده مطلع می نمودند و به او امید زندگی می بخشیدند .

از وسایل علوم غریبه میتوان رمل را نام برد که این وسیله اعجاز چند پیامبر بوده از جمله حضرت دانیال نبی و حضرت داود که با رمل پیا مبری خود را به دیگران اثبات کردند و عده ای هستند که خود را عالم وفاضل در علم علوم غریبه میدانند و با در دست گرفتن ابزار گذشتگان خود را رمال و فالگیر معرفی میکنند و از نگرانی و مشکلات مردم سوء استفاده میکنند اینان شیاطینی هستند که فقط برای پر کئدن جیب خود دست به این اعمال میزنند و حقیقت امر چنین نمی باشد و این علم فقط برای قوی شدن ایمان انسان و اعتقادات بشر به وجود امده است و تنها ا ز ریاضت و عبادت در راه خدا بدست می اید و باید هرگز مغرور به خود نشود بلکه ایمان خود را قوی و ا ستوارنماید.و ای طالب این علم اگر میخواهی در این علم تحقیق کنی و از ثمرهای این علم بهره ببری باید به نکات زیر توجه نمایی :

اول اعتقاد به خدا که همه چیز و همه کارها به اذن او انجام میگیرد

دوم باید از فرد عاملی اجازه عمیق در یافت کنی.

سوم عبادت و ریاضت و هر کاری به شما دستور داده شد در نهایت صداقت و خلوص نیت انجام دهی

چهارم همیشه طاهر وپاک باشی و از غیبت و دروغ پر هیز کنی و دل کسی را نرنجانی.

پنجم در نوشتن تمام تعویذات باید سمت قبله نشسته و از سوی خدا طلب فرج هر مطلبی را بکنی.

ششم همیشه یقین داشته باش که این علم بسیار مهم و موثر بوده و خواهد بود پس باید قدران را دانست

هفتم هرگز این علم را به جاهل نیاموز و هر کا ری را با توکل بر خدا شروع کن
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:19  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:18  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

هیچ آرزوئی برای شما خلق نمی شود

مگر اینکه قدرت تحقق آن نیز داده شود. البته برای رسیدن به آن باید تلاش کنید.

(ریچارد باخ)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 8:10  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

میگم این پیشرفت علم هم ما را ..... ئیده!!!!

تا دیروز میگفتن تخم مرغ نخورین ضرر داره ... کلسترول خونتون بالا و پائین میشه! .... اگه میخوان بخورین فقط سفیده تخم مرغ را بخورین و از اینجور حرفا

اما جدیدا شنیدم که میگن :

تخم مرغ نه تنها کلسترول را بالا نمیبره بلکه اون را تنظیم هم میکنه ... تازه  زرده تخم مرغ از سفیده اون بهتره و حتی میتوانید شما تا 6 عدد زرده تخم مرغ در روز مصرف کنید بدون اینکه آخ بگین!!!!!

 

به هرحال ما که نفهمیدیم چی شد ... وای به روزیکه بفهمیم چی شد!!!!

علم و تکنولوزی را بیخیال و به این مزخرفها گوش نکنین .... به جفنگیات من گوش کنین!!!

برای تنظیم کلسترول بعد از مصرف تخم مرغ شما میتوانید یک کار بکنید و بس

حتما در هنگام تخم مرغ خوردن از پیاز استفاده کنید ... پیاز تنها ماده غذائی است که حتی بعد از مصرف روغن میتواند آن را خنثی و کلسترول را پائین بیاره (خوردن پیاز با تخم مرغ یکی از دستورات اسلام هم هست)

بطور مثال شما اگر به جای آبگوشت ظرف روغن را در کاسه خالی کرده و در آن نان خرد کرده و نوش جان بفرمائید ... برای اینکه کلسترول خونتون بالا نره فقط کافیه چند تا پیاز کوفت کنید (البته بعد از پیاز خوردن به دکتر چشم و روانپزشک مراجعه کنید تا ببینید چه مرگتون بوده اون همه روغن خورده اید!)

بهترین غذائی هم که در خانواده من در مورد تخم مرغ استفاده میشه هم نوعی خاگینه است بنام ساندولی کیسی!

خیلی ساده است و البته فوق العاده خوشمزه! ... (باور کنید خیلی از دوستام اونو با کوکو و کتلت اشتباه میگیرن و حتی خیلیها اصلا نمیتوانند بفهمند دارند تخم مرغ میخورند و حتی چند نفری به آن کیک گفته اند!!! )

مواد لازم: 4 عدد تخم مرغ – یکعدد پیاز متوسط – یک تا دو حبه سیر

طرز تهیه: تخم مرغها را در کاسه شکسته و به هم بزنید - ÷یاز و سیر را رنده و اضافه کنید و به هم بزنید – نمک و فلفل یاتون نره

روغن را در تابه گرم کنید و مایه را درون آن ریخته و مانند کوکو سرخ کنید ( یعنی بگذارید یک روی آن بپزد و بعد آنرا برگردانید و سمت دیگرش را بپزید)

بدلیل داشتن پیاز کمی روغن بیشتر بریزید

نوش جان – مطمئنم که خوشتان خواهد آمد – حتی کسانی را میشناسم که پیاز  در غذا را دوست ندارند ولی این غذا را میخورند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/13ساعت 23:20  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

بسم رب المهدي

 

با سلام خدمت دوستان عزیز من یکی از نویسندگان این وبلاگ هستم که از دوست بسیار خوب مهدی عزیز برای این لطفش تشکر میکنم.

امروز پستی پیرامون اعمال مشترکه ماه شعبان با همکاری دوست عزیزم غریب۶۹ در سایت کلوب برای شما آماده کردم. انشاءالله که مورد توجه شما دوستان عزیز قرار گیرد.

 

 

عبادت و صلوات

اعمال مشتركه ماه شعبان

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند.

3- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا  در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

عبادت و صلوات

6- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

7- در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

8- در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود.

این مناجات از مناجات‌هاى جَلیلُ الْقَدْر اَئمه عَلیهمُ السلام است.

متن مناجات درمفاتیح الجنان به طوركامل آمده است .

التماس دعای فرج

به این وبلاگ هم یه سربزنید بد نیست

http://www.zaman1.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/13ساعت 18:27  توسط   | 

اينم يه اثر از هنرمند عكاس ، عكاس قزويني

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/13ساعت 13:23  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

سلام

همونطور که میدونید من قبل از نوشتن بعضی از مطالبم از شما بازدیدکننده محترم کمک میخوام

امروز هم دوتا سوال دارم که خوشحال میشم در موردش بهم کمک کنین

س: (  ۵ خصوصیتی که همسر شما باید حتما آنرا داشته باشد چیست؟ )

س:  (  خوشبختی چیه؟! )

لطفا پاسخهای خود را در قسمت نظرات مرقوم بفرمائید ( در صورت لطفا پاسخ خصوصی ارسال نفرمائید تا دیگران هم از نظرات شما استفاده کنند)

از همین الان از همکاری شما ممنونم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/13ساعت 9:9  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت !
راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند ,تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی . چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی …؟!
زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست و همچنین از خدا خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد.اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد ...
بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست ...
راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند !!!
و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد , هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت ...
راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش !
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟
خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد ....
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند !
در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود ؟!
یکی از فرشته ها پاسخ داد : " تصمیمات خداوند همواره عادلانه است .. تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم !!! "

از کتاب : " پدران . فرزندان . نوه ها "
اثر : پائولو کوئیلو

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 15:6  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم. در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان می افتم. ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود، آدمی مفلس و بدبخت که مادرش را در اثر اعتیاد و پدرش را در اثر اعدام از دست داده بود و از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت. ویلان آدمی بود بزدل و در عین حال شجاع که به یک زندگی مضحک عادت کرده بود، او مانند هیچ کدام از کارمندان زندگی نمی کرد، یعنی زندگی یکنواخت بخور و نمیر نداشت به قولی آرزوهایی در سر داشت. همه فکر میکردند او دیوانه است! از همان هایی که زندگی حقوق بگیری و کارمندی شان در طول مدت سی سال خدمت، کوچکترین تغییری نمی کرد و دچار هیچ تحولی نمی شد.
ویلان اول ماه که حقوق می گرفت و جیبش پر می شد، شروع می کرد به حرف زدن و نقشه کشیدن برای بازنشسته شدن زودهنگام. بی پروا به همه فحش می داد. اگر کاری به او پیشنهاد می شد به راحتی رد می کرد. رییس اداره و نخست وزیر و رییس جمهور را نقد می کرد و به روزنامه های چپی و دست راستی و تکنوکرات و حزب کارگر و سازمان ملل متحد دری وری می گفت و هشدار می داد اسامی کسانی که زندگی او را نابود کرده اند افشا خواهد کرد. پتی اف در تمام مدتی که من می شناختمش پیرهنی می پوشید آبی رنگ مثل پیرهن افسران نیروی هوایی که دو جیب داشت!
همیشه روز اول ماه و هنگامیکه که از بانک به اداره برمی گشت به راحتی می شد
برآمدگی جیب سمت چپ اش را تشخیص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود.
ویلان از روزی که حقوق می گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته می کشید آدمی بود شاد و سرزنده که در مدت پانزده روز دست کم ده بار به خواستگاری می رفت اما به محض تمام شدن پول تا آخر ماه سگی بود در بند محافظه کاری که لحظه ای جز برای مستراح رفتن از   اتاق خود خارج نمی شد!
و این آغاز بزدلی مرد شجاع پانزده روز اول ماه بود.. مردی که نیمی از ماه سیگار برگ می کشید و نیمی دیگر چای خشک. مردی که نیمی از ماه مست بود و سرخوش و نیمی دیگر هشیار و خار. مردی که نیمی از ماه مردم او را آقا خطاب می کردند و نیمی از ماه مردیکه مفنگی! من یازده سال با ویلان همکار بودم. بعد ها شنیدم او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است و حتی یک بار در روز نخست ماه می ازدواج کرده است که البته همسرش را در روز بیست و نهم ماه ژوئن به دستور دادگاه
طلاق داده است. یکی از دوستان می گفت عاقبت او را زمانی پیش از نیمه ماه بازنشسته کردند تا شرش از سر اداره کم شود. حالا سی سال است که من هم بازنشسته شده ام. روز آخر که من از اداره منتقل می شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می کشید. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظی کنم. کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کند زندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند. هیچ وقت یادم نمی رود، همین که سوال را پرسیدم به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب آن هم تعجبی طبیعی و اصیل
پرسید: «کدام وضع؟
بهت زده شدم. همین طور که به او زل زده بودم، بدون این که حرکتی کنم ادامه دادم: «همین زندگی نصف اشرافی نصف گدایی، همین وضع دو جور مضحک ویلان با شنیدن این جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد: «تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟»
گفتم: «نه
گفت: «تا حالا تاکسی دربست گرفتی؟
گفتم: «نه»
گفت: «تا حالا با یه دختر خوشگل قرار گذاشتی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟»
گفتم:«نه»
گفت: «تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟»
گفتم: «آره...نه...نمی دونم.»
ویلان همین طور نگاهم می کرد، نگاهی تحقیر آمیز و سنگین، به نظر حالا که خوب
نگاهش می کردم مردی جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم ویلان جلویم ایستاده بود
و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله ای را گفت که مسیر
زندگی ام را به کلی عوض کرد، ویلان پرسید:«می دونی تا کی زنده ای؟»
جواب دادم: «نه»
ویلان گفت: «پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 15:5  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:41  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

در سایت تابناک خواندم دیروز ماموران امنیتی دوبی با بی شرمی تمام پانزده نفر از مسافران ایرانی را جدا کرده و پس از انکه کاملا اونها رو برهنه کرده اند به بازجویی پرداختند و ضمن بازجویی از مسافران به اونها و مقامات ایران فحاشی و هتاکی کرده اند !

ببین کارمون به کجا رسیده که کشوری مثل امارات متحده عربی به خودش حق میده به ایران و ایرانی توهین کنه و کسی اخ نگه ! تا دیروز کشور های غربی و اروپایی و امروز کشور های کوچک عربی ! متاسفانه مقامات دولتی ایران در صحنه بین الملل طوری رفتار کرده اند که هر کس و ناکسی به خودش اجازه میده با ایرانی مثل دزد و تروریست برخورد کنه ! اون از عربستان که با زوار بر خورد های زشت و غیر انسانی داشت و این هم از امارات ! هر جا میخوای بری تا میفهمن ایرانی هستی انگشت نگاری و نمیدونم عکس گرفتن از تخم چشم و هزار جور بی احترامی دیگه ! انگار با دزد و جانی طرف هستن !

در کشور هایی که برای اتباع خودشون حرمت قایل هستند بخاطر بی احترامی به یک تبعه  سفیر کشور مربوطه رو احضار و یا حتی اخراج میکنند ! اما به راستی ما در کشور خودمون چه حرمتی داریم که توقع داریم دیگران برای ما حرمت قایل بشن ! بابام تعریف میکنه میگه زمان شاه توی کشور های عربی برای ایرانی و پول ایرانی احترام خاصی قایل بودن ! میگفت اسکناسی که روش عکس شاه بود رو روی چشماشون میذاشتن و تا میفهمیدن ایرانی هستی بهت تعظیم و تکریم میکردند ! 

یادمون نره که ما روزی احترام داشتیم ! ابهت داشتیم ! ارزش و اعتبار داشتیم ! اما حالا چی …چه قدرو قیمتی داریم در دنیا … چه حرمتی داریم ! براستی که خود کرده را تدبیر نیست !

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:39  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

هنر نمائی نیروی انتظامی !!!!!!

 کلیک کن

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:36  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

kar emroz ra be farda nandaz zira emroz haman fardaee ast ke diroz montazerash bodi

kasi ke behet gooft doset daram mimiram barat fadat sham tamame zendegimi zod bavar nakon age mikhay emtehanesh koni behesh bego: karte sokhteto midi be man!!!!!=))

zendegi be man dochi ro amokht : ke har chi fekr mikonam yadam nemiyad=))

age yeki behet rozi 1 sms zad bedon azat khoshesh miyad * age 2 ta fereshtad bedon barash mohemi*age 3ta zad bedon doset dare*age 4ta zad bedon gooshi male khodesh nist.

midoni age to ye jibet 80 hezar toman va to jibe digar ye chek pool bashe chi mishe? babat dada mizane mige:pedar sokhte !cera shalvare mano poshidi.

vaghti kariro ba aghl anjam midi, nimehaye rah del sari behet mizane va ahvaleto miporse ama age kario ba del anjam dadi akhare sar aghl miad soraghet va haleto migire

torke tolide ammame mizane, migiranesh. migan: chera gereftanet? mige: akhe rooye ammameha arme "Adidas" zade boodam ;))

be torke migan: tahala abjo khordi? mige: joda joda khordam vali baham, na

dokhtare az pesare porsid man khoshgelam? pesare goft na goft dostam dari ? goft na goft age bemiram gerye mikoni pesare goft aslan . dokhtare ashk to cheshmash jam shod .pesare dokhtare ro baghal kardo behesh goft .: to khoshgel nisti ziba tarini toro dost nadaram chon asheghetam. age bemiri barat gerye nemikonam chon manam mimiram

hamishe az khoobiye adama vase khodet ye divar besaz,age zamani behet badi kardand, ye ajor azash bardar, bi ensafiye ke tamame divaro kharab koni..

torke mire ketabkhune ,ketabesho pas mide va mige:shakhsiyat ziyad dasht ama dastan nadasht !ketabdar mige pas to bodi daftarche telefone maro bordi

axol amale pesara vaghty ye arooso doomad mibinan : agar aroos ZIBA bashad: AJAB CHIZIE! agar aroos ZESHT bashad: AJAB CHIZIE! agar aroos MA'MOOLI bashad: AJAB CHIZIE! agar damad KHOSHTIP bashad: ALANESHO NEGAH NAKON KHOSHTIPPE! 2 ROOZ DIGE... agar damad BIRIKHT bashad: BA IN GHIAFASH CHE CHIZI BOLAND KARDE BI SHARAF... agar damad MA'MOOLI bashad: VALI AROOS AJAB CHIZIE! natije giri: AROOS AJAB CHIZIE!!

A , b , c , d , e , f , g , h ,…, j , k , l , m , n , o , p , q , r , s , t , u , v , w , x , y , z . donbale ‘I’ nagard chon fadaye ‘U’ shode…!!!

mehraban tarin adame donya.........MADAR.......shirin tarin lahzeye zendegi...........EYDI GEREFTAN YE BACHE.......behtarin doste nojavani.........TANHAEI.........behtarin hediye javani..........NEGAH........fetne angiz tarin chiz to zendegi........DORUGH.......behtarin hediyeye dorane asheghiii.......BOOOSE........amukhtam bahar ra ba ESHGH...tabestan ra ba SHADI.......paeiz ra ba GHAM....va zemestan ra ba OMID.........va budan ra ba to :X ;)

Zendgi ba seda shoroo mishe , bi seda tamoom mishe! Eshgh batars shoroo mishe , ba ashk tamoom mishe! Doosti har jayi mitoone shoroo beshe , ama hich jaa tamoom nemishe

age ba gozasht kardan kasi koochik mishod,khoda enghad bozorg nabood!!

Ta hala be ma'naye jalebe A,B,C,D,E,F,G deghat kardi? A boy can do every thing for girl. Va hala barax: Girl forget every thing done & catch a new BOY again!

وزير گور به گور شده ي مخابرات گفته : اينترنت دايال آپ 56 كيلو بايت زيادي هم هست . اون وقت توي افغانستان حد اقل سرعت اينترنت 1 مگ بر ثانيه است . فقير ترين كشور افريقايي حداقل سرعت اينترنتش 512 كيلو بايته . ببين كشور دست چه مزدورهايي افتاده S2A (PLZ)

وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم ...

غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن

يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم

صرف فعل نشستن به گويش لري: مو بنيشم تونم بنيشي اونم بنيشه ما که بنيشيم شمام که بنيشيد ديه جا ني اونا بنيشن

خورشيد راباور دارم حتي اگرامروزدرخشش اش رانبينم.عشق راباور دارم حتي اگرذره اي به چشم آيد.اوراباوردارم،حتي اگرهم اينک صدايش رانشنوم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:32  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

وقتي که تلفن همراه يک مرد زنگ ميزند او بي هيچ زحمتي طي يکي دو ثانيه دست در جيب ميکند و به تلفن جواب ميدهد. جواب دادن زنان به تلفن همراه البته، داستاني جدا دارد.

MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:15  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

اتاق ما معروف بود به اتاق اشرار ! ( البته اتاق مشهدیها هم میگفتند!!!!) فکر میکنم اگر بوش بچه های ما رو دیده بود کلمه محور شرارت را برای اتاق 304 خوابگاه دانشجوئی دانشگاه فنی شماره 2 زاهدان بکار میبرد!

یه شب نمیدونم چی شده بود که همه خوابگاه ساعت 2 خواب بودند ولی بچه های اتاق ما مثل همیشه تصمیم داشتند که تا ساعت 4 بیدار باشیم و بعد از نماز صبح بخوابیم

از اونجائیکه دنبال سوژه برای خنده بودیم تصمیم جالبی گرفتیم

تصمیم گرفتیم بچه ها را برای نماز صبح بیدار کنیم ! ... اون هم 2 ساعت قبل از اذان و درست زمانیکه در بهترین لحظات خواب شبانه هستند

از اونجائیکه با تمام شرارتها همه اهل خوابگاه به من اعتماد داشتند و میدونستند مهدی دروغ نمیگه !!! ... من مامور این ماموریت شدم

یک اتاق بود که درست در کنار ما بود و اتاق 302 نام داشت  که بچه شیخهامون ( همونائیکه مومن تر و نمازخون بودند ) توی اون اتاق زندگی میکردند

در بسته بود مثل همیشه در زدم و داد زدم حاجی بلند شو نماز صبح ... خواب نمونی

نمیدونی بیچاره ها چه تشکری از من کردند! ...... یکی میگفت : معلوم نیست چرا اینقدر خسته ام ... اصلا نمیدونم چرا فکر میکنم فقط یکی دو ساعت خوابیده ام !

نمیدونید بدبختها چه نماز شبی میخواندند!!! .... عجب توفیقی نصیبشون کردم!!!

یک ربع بعد .......

من توی خوابگاه داشتم میدویدم و دو سه نفر دنبالم بودند تا منو جر بدن! (الحمدلله دستشون زیاد بهم نرسید!)

هم اتاقی های نامردم هم همکاری میکردند تا من زودتر جر بخورم!!!!

به هر حال جاتون خالی ..... شوخی شوخی داشتیم به فاک میرفتیم!!!

این هم یکی از خاطرات شیرین دوران کوتاه دانشجوئی من بود که خیلی وقتها یادم میاد و فقط لبخندی برام به ارمغان میاره

تا خاطره بعد ! .....................

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:1  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو

يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو

اي كبوتر به كجا؟ قدری دگر تاب بيار

آسمان پاي پرت پير شود بعد برو

تو اگر كوچ كني بغض گلو مي شكند

صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو

خواب ديدي شبي از راه سوارت آمد

باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 16:40  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

زنگ می زنند کسی که آرزویش را داشتی آمده .
کسی که دلتنگش بودی
کسی که ......
با دنیایی خبر خوش !
خوشا به حالت دوست من ،
برخیز .....
زنگ میزنند !!!
نامه ای خواهد رسید از نا کجا آباد
اما برای تو .
فقط برای تو .
شاید قصه ای باشد از امیدبی کران .
تنهاایمان بیاور به وجود
پستچی مهربان آسمان !!!
5ثانیه فرصت داری تسلیم شوی !!!
سلاح منفی بافی را زمین بگذاری
واجازه دهی نهال اندیشه های مثبت
در ذهنت جوانه بزند!
5ثانیه تمام شد !!!
خدا را در دلت احساس کن
و قدمهایت را محکم تر از همیشه بردار.
چرا که وقتی ایمان شکست می خورد
ترس ،پیروزی اش را
در وجودت جشن می گیرد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 16:27  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

از آنجایی که برخی از وبلاگنویسان و افراد سود جو از این روش به عنوان یک کلاهبرداری جدید استفاده کردند و با وعده‌های دروغین مثل :

 

" کد اس‌ام‌اس رایگان در ایرانسل و هک شدن ایرانسل "

 

باعث فریب کاربران و انتقال اعتبار از سیم‌کارتهای آنان به سیم‌کارت خودشان شدند تصمیم به نوشتن این مقاله کردم .


 


این سرویس هنوز به طور رسمی فعال نشده ...

ولی از اول مرداد 1387 شروع به کار رسمی خواهد نمود


 

«««  روش انتقال اعتبار بین سیم‌ کارتهای اعتباری ایرانسل »»»

و همچنین

«««  انتقال اعتبار بین سیم‌ کارتهای اعتباری به دائمی  ایرانسل »»»


در این روش که یک بخش امنیتی هم بدان اضافه شده ، از هرگونه امکان کلاهبرداری و تقلب جلوگیری شده ، البته باز هم فاقد اشتباه نیست .

 

یک اس ‌ام ‌اس ( پیامک ) با متن زیر به شماره 1112 ارسال کنید .


******:5000:*******093

 

 

که  به ترتیب

رنگ آبی : شماره مورد نظر که می‌خواهید به آن اعتبار انتقال دهید . 

رنگ سبز : مبلغ مورد نظر به ریال (کمترین مبلغ قابل انتقال ۱۰۰۰ ریال میباشد و فعلاٌ بیشترین مبلغ 5000 ریال که در طول 24 ساعت فقط دو بار قابل انتقال می باشد )

رنگ قرمز  : شماره زیر بارکد روی قاب سیم‌کارت یا کد قفل گشای شخصی شما مانند شکل زیر

http://arena.65.googlepages.com/kat.jpg

 
توجه کنید شماره زیر بارکد یا کد قفل گشای شخصی شماره مربوط به خط خودتان ( کسی که می خواهد اعتبار انتقال بدهد ) است .

 

اگر کد قفل گشای خودتونو نمی دونین ، از این کد استفاده کنید :

 

««  83480941  یا 000000 »»

 

مثال : متن : 093*******:1000:83480941 را به شماره 1112 ارسال کنید


<<< اگر با کد های قفلا گشای داده شده عمل نکرد باید از کد قفل گشای کارت خودتون استفاده کنین >>>


مبلغ 100 تومن به حساب شماره مقصد می رود و برای هر دو طرف یک پیغام با متن انجام موفقیت آمیز انتقال اعتبار ارسال میشود .


enteghal etebar anjam shod

;2008.06.13 19:38:45
;Mablagh 1000 IRR
;karmozd 500 iRR
; Be +9893xxxxxxxx
;Mojudie jadid xxxxxx

 

لازم به ذکر است بابت هر انتقال مبلغ 50 تومان کارمزد از سیم‌کارت مبداء کسر خواهد شد .


وقتی اعتبارتان کمتر از 1000 تومن است نمی توانید انتقال اعتبار انجام دهید و اگر بالای 1000 تومن بود مبلغی را که میفرستید باید چک کنید تا با احتساب 50 تومن کار مزد اعتبارتون به زیر 1000 تومن نرسه چون نمی فرسته .



 «با توجه به ترفند فوق زین پس بیشتر مراقبت  سیم کارت های اعتباری ایرانسل خود باشید و از در اختیار گذاشتن تلفن همراه خود به افراد ناشناس خودداری کنید  چرا که تنها چند ثانیه کافی است تا وی اعتبار سیم کارت شما را به سیم کارت خود منتقل نماید  »

 

 

 

 

در ضمن ما اینجا هیچ گونه سوء استفاده یا استفاده از شماره همراه خواصی  نکردیم و برای اطمینان از انتقال اعتبار با کد معرفی شده می توانید از 50 تومن خود گذشته و به خودتان یا به یکی از نزدیکان خود اونم با کمترین مقدار به ارزش 1000 ریال انتقال اعتبار انجام دهید .





در ادامه مطلب نرم افزاری طراحی شده که بوسیله آن براحتی می توانید انتقال اعتبار انجام دهید


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 16:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

چه رنگ لباسی مناسب شما است؟
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 17:8  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

تاثیر آواز خواندن بر سلامتی
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 17:6  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

مواد غذایی با کالری منفی
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 17:5  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بعضی وقتا

فکر کردن به آفتاب

آدمو بیشتر از خود آفتاب گرم می کنه!

 

***

 

مردم حرف های تو را فراموش خواهند کرد ...

ولی احساسی را که در آنها زنده کردی و به وجود آوردی هرگز فراموش نمی کنند ...

***

 

به کارهائی قادری که هرگز تصورش را نمی کردی،به جز حصار ذهن تو نسبت به آنچه ناتوان از انجام دادن آن هستی،توانائیهایت هیچ مرزی نمی شناسند،میندیش که نمی توانی،بیندیش که می توانی!

***

برای زیستن کنار هم لازم نیست مانند هم باشیم کافی است به نفاوت های همدیگر احترام بگذاریم.

 

 

***

 

شریف ترین دل ها دلیست که اندیشه ی آزار کسی در ان نباشد

 

 

***

 

بسان رود که در مسیر دره سر به سنگ میزند رونده باش

 

 

***

 

 

* برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال *
* بنگر که چگونه می افتی؟ *

*
چو برگی زرد یا چو سیبی سرخ *

 

***

 

اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟

بیرون می پرد!درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود!

حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید وداخل یک ظرف آب سرد بیندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید وبتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می کند؟

استراحت میکند...چند دقیقه بعد به خودش می گوید:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.

نتیجه اخلاقی داستان!

زندگی به تدریج اتفاق می افتد.ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمان ابلهی کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است .

همه ما باید نسبت به جریانات زندگی مان آگاه وبیدار باشیم.

سوال؟

اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید وببینید که بیست کیلو چاق شده اید نگران نمی شوید؟

البته که می شوید!سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !

اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه،یک کیلو ماه آینده و...آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می دهید؟

نه!با بی خیالی از کنارش می گذرید.

برای کسانی که ورشکسته می شوند ،اضافه وزن می آورند یا طلاق میگیرند یا آخر ترم مشروط می شوند!

این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز،یک ذره فردا وسر انجام یک روز هم انفجار و سپس می پرسیم :چرا این اتفاق افتاد؟

زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد.هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود، مثل قطره های آب که صخره های سنگی را می فرساید.

اصل قورباغه ای به ما هشدار می دهد که مراقب تمایلات خود باشید!

ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم :به کجا دارم می روم؟آیا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته ام هستم؟

واگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.

برگرفته از کتاب آخرین راز شاد زیستن - نوشته اندرو متیوس

 

***

 

برای اشتباه کردن انسان باشید

 و

 برای بخشیدن خدا ...

 

***

 

و در آخر:

 

یادم نرود فقط یك بار و فقط یك بار از جاده زندگی خواهم گذشت. پس اگر مهری توانم ورزید ، كار نیكوئی توانم انجام داد ، بگذار هم اكنون باشد به فردایش نگذارم یا نادیده اش نینگارم چرا كه دگر باره از این راه نخواهم گذشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 16:52  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

عید بزرگ مبعث مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 16:47  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

راهنمای تصویری برای از بین بردن چاقی و چربی شکم
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 6:27  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 6:25  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 6:25  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال خدابگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود.مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌ رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست. مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ كه‌ باید...مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود.هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید.خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود.درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌خدا هست. و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت. دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم. و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده هاست............
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 5:58  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 




دانلود (بصورت جاوا)
نکات قابل توجه:
1- نرم افزار مفاتیح الجنان بر روی موبایل جهت استفاده عموم و به صورت رایگان ارائه شده است، به دوستان خود هدیه دهید و ما را از دعای خیر خود بهره مند سازید(منبع).
2- از آن جا که این نرم افزار به صورت java است، محدود به گوشی خاصی نمی باشد و بر روی هر گوشی که از این زبان پشتیبانی کند قابل نصب و استفاده است.
3- فایلی را دریافت کرده اید دارای پسوند zip است، آن را باز کنید تا به فایل اصلی یعنی mafatih.jar دست پیدا کنید. سپس گوشی خود را به رایانه متصل کرده و شروع به نصب نرم افزار نمائید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 5:51  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

میگم این سیاستهای دولت خیلی باحال شده ها !

قبلا برای اجرای طرحهای گرانی (تحولات اقتصادی! ) از این روش استفاده میشد :

شب میخوابیدی و صبح که بیدار میشدی اجناس دو برابر شده بود! ... به همین سادگی ! ... به همین خوشمزگی! .... البته علتش آن بود که  کشور در جنگ بود و ما دچار تحریم بودیم و کلی بهانه خوب از این قبیل داشتیم!

بعدها که جنگ تمام شد خیلی از بهانه ها تمام شد! .... پس دولت از روش نوین تری استفاده کرد و آن این بود که:

ابتدا طرح اقتصادی مزبور را بصورت شایعه در دهان مردم از خدا بی خبر می انداخت و بعد آن را اجرا میکرد

مثلا بعد از پایان جنگ و از نخستین روزهای صلح! .... شایعه گران شدن بنزین تا نرخ 200 تومن را بر سر زبانها انداخت که مثلا کشورهای عربی قیمت بنزینشان 200 تومنه ولی ما داریم لیتری 30 تومن به شما میدیم! ( البته هیچکس ن÷رسید که حقوق یک کارگر یا یک معلم در کشورهای عربی برابر با چند لیتر بنزینه؟!!! ) و این روش ادامه پیدا کرد تا چندی قبل!!!

اما جدیدترین روش :

در روشهای قبلی بعد از انجام تحولات اقتصادی (گرانی) ... فحش خواهر و مادری بود که نثار شیفتگان خدمت! میشد و مردم نارضایتی خویش را بر سر همسر و دختران آن عزیزان خالی میکردند! ... اما از آنجاییکه غیرت ایرانی همیشه حرف اول را میزند برای جلوگیری از رشد جمعیت!( امیدوارم فهمیده باشی چی میگم!!!) دولت از این روش استفاده میکنه که ابتدا جنس مورد نظر را که قرار است متحول شود را از سطح بازار حذف میکنه و مردم را دچار کمبود میکنه تا مردم برای آن سرودست بشکنند و متوجه بشوند که اگر نباشد خیلی بدتر میشه و بهتر آن است گرانتر شود! ... تازه بعد از گران شده همه میگن : خدا ÷در و مادرشونو بیامرزه که به فکر مردم هستند و این مواد را تهیه کردند!!!!!!

سپس با خیال راحت و با قیمت جدید آنرا وارد سبد خانوار میکنه!

از نمونه هایی که میتونم مثال بزنم قیمت بنزینه : ابتدا با طرح کارتی کردن بنزین و نفروختن بصورت آزاد ملت را در تنگنا قرار داد و بعد قیمت بنزین را بیش از 3  برابرکرد و وارد جامعه نمود

مثال 2 : برنج پاکستانی را از سطح معابر حذف کردند و بعد با 2برابر کردن قیمت ... آنرا بازگرداندند

مثال 3 : مواد شوینده را حذف و با 2 برابر قیمت برگرداندند

مثال 4 : پنیر را هم با 30 درصد افزایش وارد بازار کردند

نکته : در حال حاضر خامه و دیگر محصولات لبنی هم در حال نایاب شدن هستند!!!!

در ضمن دیشب یکی از مسئولان آب و فاضلاب گفت : قیمت هر لیتر آب شیرین 500 تومنه ( یعنی ممکنه بزودی قیمتش همین بشه!)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 5:34  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384