تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

عمر شما از زمانی آغاز میگردد

 

  که ا ختیار سرنوشت خود را در دست میگیرید

 

ویکتور هوگو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 9:48  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

هر انچه داری به پای زیبایی نثار کن
ان را بخر و به قیمتش نیندیش
زیرا یک ساعت اوای سپید ارامش
جبران تمام تقلاهای شکست خورده ی زندگی است
و در یک نفس شور و وجد و بی خویشی
هر انچه هستی یا میتوانی باشی را به تو هدیه میکند.


خدايا، كمكم كن تا وسيله ي ايجاد آرامش و صلح روي زمين تو باشم<<

خدايا، جايي كه نفرت هست، بگذار بذر عشق برويانم<<

جايي كه شك هست، جوانه ي يقين باشم<<


جايي كه نااميدي هست، اميد باشم<<



جايي كه تاريكي هست، از جنس نور باشم<<




وجايي كه غم هست، از جنس شادي باشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 9:45  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

Sob@ka

روی عکس کلیک کن تا وارد سایت بشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 9:42  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

kodoomo entekhab mikoni?ooni ke doosesh dari ya uni ke dooset dare?

ye shab ye torke be zanesh mige khanom man emshab havase noon barbari kardam.zanesh mige khob boro begir man ham bokhoram,torke mire noonvayi mige shater 2 ta noon barbari bede.shater mige chera 2 ta .mige akhe khanoomam ham havase noon barbari karde.vaghti barmigarde khoone va noon ro mizare too sofre zanesh mige in noono az koja kharidi?oon ham mige az sare koche.zanesh mige khoobe dastet dard nakone vali man nemitoonam ye noone kamel bokhoram.chon too rejimam.torke mige eybi nadare harchi nakhordi man mikhoram.khordan ke tamoom shod raftan bekhaban .hanooz sareshoon be balesh nakhorde bood ke khabeshoon bord.alan ham khabidan.bezar bidar beshan bebinim dige chikar mikonam. hatman dar jaryan mizaramet

etelaiyeye mohem az sazmane hemayat az dokhtaran;dokhtarane iran zamin baraye lab dadan be bfaton boland nashin ke kafe paton dard begire bezarin ona dola shan ta jer bokhoran

bozorgtarin afsoose adami anast ke mikhahad vali nemitavanad va be yad miavarad roozi ra ke mitavanest vali nakhast

R for red……..Red for blood……Blood for heart…….Heart for love……..Love for you…….You for me………..!!

غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين

حداد عادل که توسط احمدي نژاد به نقض قانون متهم شده است، گفت « گراني هست، اما در عوض امنيت ‏وجود دارد.» يکي ديگر از کارشناسان گفت: « درست است که امنيت نداريم، اما در عوض مردم ما متدين ‏هستند.» اما يک کارشناس مسائل ديني اظهار داشت: « اگر چه بسياري از مردم مسائل ديني را رعايت نمي ‏کنند، اما خدا را شکر که استقلال داريم.» همزمان با همين اظهار نظر رئيس جمهور گفت: « مهم نيست ‏استقلال نداريم، عوضش من خوشگلم

قیمت اینترنت در ایران 16000 برابر مالزی است!   http://www.asriran.com/view.php?id=42986

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 10:8  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

سلام

بازم مزاحمتهای همیشگی از طرف من،امیدوارم ببخشید

راستش دوست دارم گاهی اوقات که مینویسم به یاد همه باشه و همه هم بخونن

این روزا حس عجیبی دارم

دلم میخواد هی راه برم،داد بزنم،با انگشتهام ور برم و خلاصه چیزی رو زمزمه کنم

یادم مییاد بچه گی هام که بزرگتری رو میدیدم که حالتهای الان من رو داره تعجب میکردم و میگفتم آدم بزرگا چرا اینطورین؟!تا اینکه خودم به این مرحله رسیدم.

احساس تنهایی نیست.اجساس تنها بودن ه .

احساس میکنم از خدا دور شدم.

من ایمان دارم اگه از خدا دور شم همه ی چیز های بد با من رفیق میشن.راستش الان مثل یک پارازیت هی قطع و وصل میشم.

احساس میکنم چون خدا دوستم داره،هی منو میکشه ولی من با گناهام هی ازش دور میشم.به خودم که مییام دوست دارم گریه کنم.

همه میدونن چون ممکنه شب بخوابی و صبح پا نشیم(دور از جون)،پس حالا که نفسی هست باید شکر کرد و دونست که هنوز خدا دوستمون داره.

یک احساس یک رویا یک نفس و در نهایت یک وجود

کاش به خودم بیام و باور کنم که هستم و خودمو قبول کنم،تلاش کنم برای خود باوری،برای درست زیستن.

من نباید به کسی کاری داشته باشم و نبایدکسی منو افسرده کنه و نباید و نباید و نباید

آه.........................

چرا این فکرا رو میکنمو چرا سعی نکنم اول خودم بسازم وبرای اطرافیانم مفید واقع بشم.

دوست دارم کسی بهم امر و نهی نکنه،کسی زور نگه وکسی از من چیزی رو نخواد کهنخوام بدم.

چه دور باشه و چه نزدیک،چه پدر باشه و  چه مادر و....

این فکرم هم اشتباهه.......!

آرامش

ای خدا آروممون کن

ای خدا این ذهنمون رو ببر پیش خودت و توی خلا ء ت  صافش کن و بعد اگر صلاح دونستی بر گردون.

ای خدا آدمهای زیادی هستن که از گشنگی و بی پولی و نداری و .... نمیتونن مثل من فکر کنن،نمی دونن روحیه چیه،غمگین و افسرده شدن چیه،لباسی ندارن که به قشنگیش و اندازش فکر کنن،حالی نداری که به تنهایی و کارهای روزمره فکر کنن

پس من سالمم ، خوشحالم..............ای خدا شکرت.

کمکم کن که کمک کنم

خدایا دل همه رو شاد کن

خوشحال کن

با آرزوی سلامتی می دونم خیلی هستن که الان که دارن این متن رو میخونن مریضی دارن

خدا خودت با کرمت قصه ها(قوصه ها)رو به قصه تبدیل کن و سلامتی رو به واقعیت

میبخشید از اینگه با متن بی وقت و زیادم ناراحتتون کردم

زیبا  باشید

برای همه دعا کنیم

به یاد عزیزانمون باشیم

یا حق

 

رضا موسوی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 9:59  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟'
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!


افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی!'

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: 'نمی فهمم!'

خداوند جواب داد: 'ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!'
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 9:54  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384