تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

چندین جمله مضحک که بر روی اجناس مختلف به صورت راهنمای استفاده و یا اخطار برای مصرف کنندگان آمریکایی، نکته مهم اینجاست که این مطلب کاملا حقیقی و جدی است!

روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!

روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه مي‌باشد!

روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!

روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!

روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!

روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!

روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!

روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!

روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!

روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!

روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!

روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچه‌ها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!

روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغه‌ي چمن زني حرکت ميکند!

ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!

روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!

روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!

دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:49  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:47  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از  یکی دیگه بپرسید

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید  رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو  عوض کنید

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید

۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید

۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:45  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 





خواب عجيبي بود
بعد از مدتها باز هم تو رو مي ديدم
صورتت شادي رو نشون مي داد
اما چشات دروغ مي گفتن
توشون غم و غصه موج مي زد
مي خواستي ازم پنهونش کني
اما من خوندمش
آره از تو چشات غم و غصتو خوندم
اومدم که بيام کنارت
اما ازم دور مي شدي
با تعجب نگات کردم
ديدم تو هم يه جوري منو نگاه مي کني
انگار تو هم دلت مي خواد بياي کنارم
اما نمي شه ....نمي ذارن ...اجازه نداري ...سعي کردم تندتر بيام
سريعتر ...دويدم
تو هم به طرفم دويدي
اما باز هم نمي رسيديم
دستاتو کشيدي طرفم
منم کشيدم
اما باز هم ...
مي خواستي گريه کني ...نذاشتمت
گفتم گريه نکن...بخند ...من که هستم
گريه نکردي ...اما نخنديدي ...صدات کردم ...نگام کردي
گفتم بيا از همينجا با هم باشيم
گفتي چه جوري؟
گفتم چشاتو ببند و دستاتو بکش طرفم
همين کارو کردي
منم دستامو کشيدم
گفتم حالا چي؟ من که دستاتو تو دستام حس مي کنم تو چي؟
همون جور که چشات بسته بود خنديدي
بلند خنديدي
منم خنديدم
صداي خندت بلند شد ...بلند بلند
ديگه نمي خنديدي ...گريه مي کردي ...نه مي خنديدي
ميون خنده گريه مي کردي
گفتم چيه؟ چي شده ؟
گفتي مي ترسم نیما

گفتم نترس من باهاتم من کنارتم مگه دستامو نگرفتي؟
گفتي اين دروغه
گفتم اگه بخواي هيچ وقت دروغ نيست
تو راست مي گفتي
دروغ بود
دروغي که هردومون دوستش داشتيم
اما من دلم مي خواست راست باشه
نگام کردي
از اون نگاها که هميشه دلم مي خواست يه بار با جرات تو چشات نگاه کنم
اما نتونستم
تو هم نتونستي
سرامون پائين بود
غصه باهامون بود
تو يه لحظه با هم همديگرو صدا زديم
خندمون گرفت
گفتم تو بگو
گفتي نه اول تو
گفتم دلم برات تنگ شده
دوست دارم بازم کنارم باشي
نزديکم باشي
اونقدر نزديک که ديگه هيچ کس و هيچ چيز نتونه از هم جدامون کنه
دلم مي خواد مال من باشي
مال هم باشيم
سرم پائين بود
مي گفتم و مي گفتم
اما آروم نمي شدم
گفتم حالا تو بگو
گفتي همه حرفامو تو زدي
گفتي دلم مي خواد فقط تو باشي
بي تو سخته خيلي سخت
کاشکي باشي واسه هميشه
داشتي گريه مي کردي
گفتم نگام کن ببينم... داري گريه مي کني؟
با پشت دست اشکاتو پاک کردي
گفتي نیما چي کار کنيم ؟
...
لحظه اي نگات کردم
گفتم بيا واسه هم دعا کنيم
بيا دعا کنيم دستامون به هم برسه
اون موقه ديگه هيچ وقت از هم جدا نمي شيم
اونوقت ديگه نمي ذارم يه قطره اشک تو چشات بشينه
گفتي من هميشه واست دعا مي کنم
گفتم اين بار واسه هردومون دعا کن
داشتم نگات مي کردم
دلم مي خواست بازم باهات حرف بزنم
اما صداي مادرم منو از خواب بيدار کرد 
نیما پاشو . پاشو نیما
وقت تحويل ساله
بيدار شدم
يه نگاه به دور و ورم کردم
سفره هفت سينمون آماده و قشنگ روبروم چيده شده بود
هميشه همينجور بود
مادرم لحظه آخر سفره رو مي چيد
حس عجيبي داشتم

تو خواب گريه کرده بودم
اما خوشحال بودم از اينکه لحظه تحويل سال کنارم بودي
بلند شدم
وضو گرفتم
قرآنو باز کردم
چند آيه ازش خوندم
چشامو بستم
و آروم آروم تو دلم دعا کردم
برا تو ...برا خودم ...برا هردومون ...برا همه
برا همه اونائي که دوستم دارن
برا همه اونائي که دوستشون دارم
برا همه اونائي که بايستي باشن اما نيستن
.

.

.

و حالا بعد از سالها تو در کنارمی ...مثل همیشه زیبا و قشنگ

اما...اما...اما ای کاش نبودی حالا بیرون از خواب دستهات تو دستمه ...

خودت کنارمی ....برای همیشه...همیشه همیشه....

   اما ....اما قلبت رو پیدا نمی کنم...هرچی می گردم...

شاید هنوز خوابم....خوابم...خواب ....خواب خواب خواب





+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:44  توسط   | 


تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : ازت بدم میاد


فاصله سنيمون کمی زياده ! يعني خيلی بی ریختی


من به تو به اونصورت علاقه ندارم ! يعني حالم ازت بهم می خوره


من الان تو موقعيت بدی از زندگيم هستم ! يعني : نمی خوام ببینمت


من دوست دختر دارم ! يعني : برو بمیر

 
تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني : گوشات درازه(خری)

 
من الان توجهم به کارمه ! يعني حوصله تو رو ندارم

 
من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني برو گم شو

 
بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتناکی زشتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:43  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

کمی در مورد نان بدانیم .............
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:39  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

تاثیر کدامیک از جملات زیر بیشتر است؟

۱- دوستت دارم.

۲- عزیزم، با جون و دل دوستت دارم.

۳- عشق من، به اندازه همه دنیا، بلکه خیلی بیشتر از اون، طوری که اصلا وصف شدنی نیست دوستت دادم و همه دارایی و‌ جونم را به پات میریزم.

من جمله اول را انتخاب میکنم.

دوست داشتن اگه واقعی باشه نیازی به آداب و القاب نداره. از جمله های طولانی بوی ریا میاد.  علاوه بر اون انقدر حاشیه پردازی میشه که معنی اصلی جمله یا همون دوستت دارم به شدت کمرنگ میشه! علاقه اگه از ته دل باشه حتی جمله دوستت دارم هم زیادیه! با یه نگاه میشه شدت علاقه را منتقل کرد. با یه لبخند و یا حتی کشیدن بینی طرف مقابل مثلاْ!

هیچ کس خر نیست. هر کسی می تونه به راحتی از نوع نگاه یا رفتار طرف مقابلش بفهمه که بهش علاقه داره یا نه. اما اگه در برار اون علاقه بی تفاوت باقی میمونه، به این خاطره که نگاهِ خودش دنبال نگاهِ دیگه ایه!!!

که معلوم نیست اون نگاهِ دیگه، دنبال نگاهِ کیه!

- پانوشت: اگه فقط با یه بار خوندن، معنی جملات بالا را فهمیدید ضریب هوشی تون را باور کنید!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 11:29  توسط   | 

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 0:27  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي.
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم
.
انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود
.
پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد
.
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور يک اوج دوست داشتني
.
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است
.
درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود
.
پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد
.
آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت :  يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟
"
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گريست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 0:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 0:23  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

They say We all lose 21 grams at the exact moment of our death… every  one....the weight of a stack of five nickels .the weight of a hummingbird…. A    chocolate bar!!!

 

"گفته ميشه ما در لحظه مرگ ۲۱ گرم از وزنمون رو از دست ميديم....همه.... وزن پنج عدد پنج سنتي.... وزن يک مرغ مگس خوار....يک بسته شکلات...."

 

فيلم ۲۱ گرم رو ديديد؟ اگه نديديد  ......................


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 23:54  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

در ادامه مطلب کلی والپر گذاشتم برو حال کن ............
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 23:28  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

سلام امروز خواستم یه حال به شما (مخصوصاً خانمها) پشت کنکوری های عزیز بدم. به همین خاطر با یکی از فامیلامون که مسئول طراحی سوالات امساله صحبت کردم و چند تا از سوال ها رو گرفتم.برید حال کنید.

تذکر آيين نامه اى:

 ۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن٬ مخدوش کردن٬سابيدن٬ ليس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم خريداری شده است٬ از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد!  ۴- آماده! اکشن!!!


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 23:24  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

پسر : سلام عزیزم !!

دختر : زهر ما , خفه شو !!

پسر : خانمی اجازه هست من رو مخ شما کار کنم !!

دختر : خفه شو !! عوضی !!

پسر : دستت درد نکه , چه با ادب !!!

دختر : خفه شو !!

پسر : عزیز ساعت چنده ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : دیگه دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : تو بم قلبم زلزله اومده !!! کمکم میکنی ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : حتی یه لحظه , یه لحظه پیشم بمون !!

دختر : خفه شو !!

پسر : مگه دوستم نداری ؟؟ پس چرا تنهام می زاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : I LOVE YOU

دختر : خفه شو !!

پسر : بی وفا دیگه دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : شماره تلفنت را میدی ؟؟

دختر : خفه شــ  ۰۹۱.۲.۷۳.۱.۷ ــــــو !!

پسر : ID چی ؟؟ اونم نمیدی ؟؟

دختر : خفه شــــ sigarian@yahoo.comــــــو !!

پسر : یعنی اصلآ دوستم نداری ؟ ؟

دختر : خفه شو !!

پسر : پس چرا تنهام نمیزاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر :یه چی بگم !!! (( لطفآ ))

دختر : خفه شو !!

پسر :با من ازدواج کن !!!

دختر : جدی میگی !!!!!!!!!! 

پسر : خفه شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو !!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 23:22  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

برای این که در برخورد با از ما بهترون(جنس مخالف) ببعی جلوه نکنید یکی از روش های زیر رو برای خودتون انتخاب کنید و بگید.

ضرر نمی کنید


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 23:20  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 13:29  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

ديشب داشتم تو گورستان عشق قدم ميزدم خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره !!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 13:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 13:22  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

ابتکار ملی !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 13:17  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 13:14  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 1:4  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

ميخواهيم به خصوصيات افراد از روي حرف اول اسامي ( حروف ابجد )اشاره کنيم. البته اين روش در بسياري از موارد "تقريبا همه موارد" درست جوابداده است .

 

کساني که ميخواهند از خصوصيات فردي شخصي مظلع شوند ميتوانند به اين روش اعتماد کنند .

 


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 1:3  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 1:1  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

كاش براي عشق نيز روز قيامتي بود  ...........
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:56  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:54  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

باور کن..............

باورکن از اینجا تا کهکشان راهی نیست فقط کافیست تا گامی به

طرف مهربانی برداری نگاه کن از کهکشان تا ستاره چیزی نمانده

 فقط کافیست شقایق تنهائی را به رازقی امید پیوند بزنی آنوقت

قاصدک های آبی توراباخود به عرش می برند.

 پس فقط کافیست تا مهربان باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:52  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

جهان بازتابي از خود ماست، وقتي از خود بيزاريم، 

از همه بيزاريم و وقتي به همين كه هستيم عشق مي ورزيم،

تمام جهان به نظر فوق العاده دوست داشتني ميآيد.

تصويري كه انسان از خويش در ذهن دارد، دقيقا تعيين

 ميكند كه چه رفتارهايي از او

 سرخواهد زد، براي چه چيزي تلاش خواهد نمود

 و از چه چيزهايي اجتناب ميكند.

منشاء تمام افكار و حركات ما، چگونه ديدن خويشتن است

، ما همانيم كه معتقد به بودن آنيم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:50  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:45  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:44  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:43  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

خدایا به من زیستنی عطا کن

که، در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

 حسرت نخورم

 و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم .

 خدایا تو به من چگونه زیستن را بیاموز ،

خود چگونه مردن را خواهم آموخت .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:27  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

طالع بینی درختی برای متولدین دیماه !!!
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:22  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

اي كاش خواننده بودم و از تو ميخواندم

اي كاش نويسنده بودم و ازتو مينوشتم

اي كاش نقاش بودم و تو را نقاشي ميكردم

اي كاش راننده بودم و با تو همسفر جاده ها بودم

 اي كاش ستاره بودم و در تو جاي داشتم

 اي كاش آهنگ بودم و تو شعرم بودي

اي كاش من ساعت بودم و تو عقربه هايم بودي

 اي كاش در قلبت جا داشتم تاميدانستي كه چقدر دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:16  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

طی مصاحبه ای که روز گذشته بصورت زنده از شبکه تلویزیونی روسیه پخش گردید، فضانورد روسی "فیادور یورچیکین" اعلام کرد بیل گیتس ثروتمندترین فرد جهان و رئیس کمپانی مایکروسافت خود را برای سفر به فضا آماده می کند.



سخنان "یورچیکین" به نقل از "چارلز سیمونای" ایراد می شود که از مهندسین سابق کمپانی مایکروسافت می باشد و او نیز خود را برای یک سفر فضایی آماده کرده است.

تهیه ی یک بلیط جهت سفر به فضا برای بیل گیتس ثروتمندترین فرد دنیا که مجموع دارایی هایش بیش از 25 بیلیون دلار تخمین زده می شود کار بسیار آسانی خواهد بود و آنچه باعث شده است بیل گیتس چنین امری را به تاخیر اندازد احتمالآ عدم تمایل او به انجام چنین ریسکی بوده است.

مهندس "سیمونای" به شرکت فضایی Space Adventures در آمریکا مبلغ 25 میلیون دلار پرداخته است تا مقدمات سفر او را از طریق موشک فضایی روسی سویوز (Soyuz) آماده نمایند.

شرکت فضایی Space Adventures که همواره پذیرای مشتریان ثروتمند است برای یک سفر فضایی به دور مدار زمین تا فاصله ی 62 مایل بالای مدار، مبلغ 102.000 دلار دریافت می کند و برای یک سفر تا ماه این مبلغ برابر 100 میلیون دلار خواهد بود.

"سیمونای" پنجمین توریست فضایی است که سفر به فضا را تجربه می کند و تاریخ بازگشت او به زمین روز 20 آپریل خواهد بود.

 منبع خبر: Winbeta.Net (نقل از InformationWeek)
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 0:12  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 19:15  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 19:14  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 19:13  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:58  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:48  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

به نظر من آدما  عاشق یکی از این دو سری  آدم ها  میشن یا ممکنه که

 

کاملا مثل خودشون باشن یا ممکنه اصلا شبیه خودشون نباشن و 180 درجه با

 

خودشون فرق داشته باشه در صورت اول باید بگم که این جور آدما به همونی

 

 که هستن اکتفا می کنن و دوست ندارن با  شخصیت جدیدی رو به رو بشن

 

 که مثل خودشون نباشه

 

اما اگه شما توی دسته دوم هستین باید بگم عاشق تضاد هستین و دوست

 

دارین  بیشترین چیز هایی که خودتون دارین شخص مقابلتون نداشته باشه و

 

همچنین بیشتر چیز هایی که اون داره شما نداشته باشین

 

البته گفتم بیشتر چیز ها نه همه ی چیز ها چون اگه کاملا متفاوت باشه اصلا

 

تفاهمی نیست

 

اگه یکم فکر کنید میفهمین که درست میگم  مثلا خود شما .....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:47  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

  • آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم
+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:45  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:42  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

چه گرمايي دارد اين آتش تو،قلب مرا مي سوزاند!

چه لذت دارد سوختن در آتش عشق تو،مرا عاشقتر ميكند!

 چه زيباست خاكستر شدن از گرماي عشق تو وچه نوراني است

 شعله هاي آتش اين قلب سرخ تو!

بسوزان مرا

انقدر با شعله هايت مرا بسوزان تا خاكستر شوم...

هر ذره از شعله هاي آتش عشقت برايم شيرين است

زيرااز ذره ذره آن محبت وعشق مي بارد

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...

بوسه يعني مستي از مشروب عشق...

بوسه يعني لذت دل دادگي...

لذت از شب . لذت از ديوانگي...

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق...

طعم شيريني به رنگ سادگي...

بوسه يعني آغازي براي ما شدن...

لحظه ي با دلبري تنها شدن...

بوسه سرفصله کتاب عاشقي...

بوسه رمز وارد دلها شدن...

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان...

بوسه يعني عشق من با من بمان...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:25  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:20  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

واقعا دوستت دارم گرچه شايد گاهي چنين به نظر نرسد گاه شايد به نظر رسد که عاشق تو نيستم گاه شايد به نظر رسد که حتي دوستت هم ندارم ولي درست در همين زمان هاست که بايد بيش از هميشه مرا درک کني چون در همين زمان هاست که بيش از هميشه عاشق تو هستم. ولي احساساتم جريحه دار شده است با اين که نمي خواهم ميبينم که نسبت به تو سرد و بي تفاوتم درست در همين زمان هاست که ميبينم بيان احساساتم برايم دشوار ميشود اغلب کرده ي تو، که احساسات مرا جريحه دار کرده است بسيار کوچک است ولي انگاه که کسي را دوست داري آن سان که من تو را دوست دارم هر کاهي کوهي ميشود و پيش از هر چيزي اين به ذهنم ميرسد که دوستم نداري خواهش ميکنم با من صبور باش ميخواهم با احساساتم صادق تر باشم و ميکوشم که اين چنين حساس نباشم ولي با اين همه فکر ميکنم که بايد کاملا اطمينان داشته باشي که هميشه از همه ي راه هاي ممکن، عاشق تو هستم
+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:16  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:10  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

هنگامی که بالا میروی وتعالی میجویی
هنگامی که به خدا نزدیک میشوی
به همه چیز اشراف پیدا میکنی
معجزه این است که
وقتی تو به سوی خدا صعود می کنی
خداوند هم به سوی تو می اید.
دیدار با خداوند
همواره جایی در میانه اتفاق می افتد.
شوق دیدار هیچ گاه  یک طرفه نبوده است.
این گونه نیست که فقط تو به سوی او بروی
 بلکه او نیز به سوی تو می اید با اشتیاقی بیش از اشتیاق تو برای وصال.
به محض ان که تو به سوی او گام بر میداری
 او به سوی تو میدود
اما تا تو به سوی او صعود نکنی
 به چنین حالتی دست نخواهی یافت
 
                                                          < بر داشتی از  اشو>
 
                                                            خدایا  به همه ارامش بده ازت خواهش میکنم
+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18:8  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

به گزارش خبرگزاری سلام، یافته های موسسه تحقیقاتی پاناراما مشخص کرده است که سیطره نوکیا در بازار گوشی تلفن همراه در استرالیا از جانب تعدادی از رقیبان ، در معرض خطر قرار دارد.

موفق ترین این رقبا ، موتورولا بود که میزان سهم عائدی از بازار را از میزان 8.4 درصد که در پایان دسامبر سال 2005 به ثبت رسیده بود به میزان 12.2 درصد در پایان دسامبر سال 2006 میلادی ارتقا داده بود.

سونی اریکسون و سامسونگ از دیگر رقبایی بودند که به سرعت بر میزان سهم خود از بازار افزودند بطوریکه هریک به ترتیب به میزان 2.4 درصد و 1.7 درصد میزان سهام خود را افزایش دادند.

هرچند که این میزان افزایش سهام از سوی رقبا ، سیطره نوکیا بر بازار گوشی تلفن همراه را متزلزل نکرد ولی با این حال باعث شد تا کمپانی نوکیا در سال گذشته به میزان 7.7 درصد برای دومین سال متمادی با کاهش درآمد روبرو شود.

تحقیقات مذکور به نتایج زیر در خصوص 5 تولید کننده برتر گوشی تلفن همراه دست یافته است :

نوکیا = انتخاب خانواده ها و مدیران میانسال

موتورولا= انتخاب علاقه مندان به مد و مورد علاقه زیر 24 ساله ها

سونی اریکسون = انتخاب مردان جوان بلند پروازی که قصد دارند به موفقیت دست یابند

ال جی = مورد علاقه مادران

سامسونگ = برای خانم های جوانی که به کار خود اهمیت می دهند. 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 22:41  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

گفتم  غم  تو دارم

گفتا چشت درآید !

گفتم که ماه من شو

گفتا دلم نخواهد !

گفتم خوشا هوايی کز باد صبح خیزد

گفتا هوای گرمست! اَه اَه! عرق درآمد !

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد

گفتا که اي وای دیر شد! داد مامان درآمد !

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 22:38  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

میخوای بدونی اسمت به ژاپنی چه جوری نوشته میشه ؟ .....

کلیک کن

 

این هم اسم این وبلاگ به ژاپنی


+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 22:32  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

      

عکسی که در بالا میبینید مربوط به یک لامپ است که در یک ایستگاه آتشنشانی نصب شده است و از سال ۱۹۰۱ یک تا کنون روشن است. در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است که این لامپ به جز ۲ باری که آنهم در اثر قطع برق خاموش شده است همیشه در تمام طول این ۱۰۶ سال :!: روشن یوده است . لامپ مذبور توسط دنیس برنال پیشرو و مالک برق رسانی به لیورمور در سال ۱۹۰۱ هدیه داده شده است.این لامپ ۵ سال قبل از زلزله بزرگ سانفرانسیسکو در سال ۱۹۰۶ روشنی بخش دفتر پلیس شهر و نیز ایستگاه آتشنشانی بوده است . این لامپ ا کنون وقایع بسیاری را شاهد بوده و حتی جابجا هم شده است ، در طول حیات آن حتی عده ای به عنوان یک طلسم به آن اعتقاد پیدا کرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 22:29  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

منتظر مطالب من هم در این وبلاگ باشید ..........
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 22:21  توسط   | 

 

 دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان شد. آشفته و عصباني نزد فرشته مرگ رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت، فرشته سکوت کرد؛ آسمان و زمين را به هم ريخت، فرشته سکوت کرد؛ کفر گفت و سجاده دور انداخت، باز هم فرشته سکوت کرد؛ دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد، اين بار فرشته سکوتش را شکست و گفت: بدان که يک روز ديگر را هم از دست دادي، تنها يک روز ديگر باقيست. بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن.

لا به لاي هق هقش گفت: اما با يک روز... با يک روز چه کاري مي توان کرد...؟

فرشته گفت: آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند، گويي که هزار سال زيسته و آن که امروزش را در نيابد، هزار سال هم به کارش نمي آيد. آن گاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي کن.

او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گودي دستانش مي درخشيد. اما مي ترسيد حرکت کند، مي ترسي راه برود، نکند قطره اي از زندگي از لاي انگشتانش بريزد.

قدري ايستاد ... بعد با خود گفت: وقتي فردايي ندارم، نگاه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد، بگذار اين يک مشت زندگي را خرج کنم.

آن وقت شروع به دويدن کرد. زندگي را به سرو رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود ، مي تواند بال بزند، مي تواند،پا روي خورشيد بگذارد و مي تواند....

او در آن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد، زميني را مالک نشد، مقامي به دست نياورد ، اما... اما در همان يک روز روي چمن ها خوابيد، کفش دوزکي را تماشا کرد. سرش را بالا گرفت  و ابرها را ديد، درختان را لمس کرد،  براي تنهايي خود آواز خوان  و به آنهاي که نمي شناخت سلام کرد. براي آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او همان يک روز آشتي کرد و خنديد ، گريه کرد و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد ، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند: او در گذشت کسي که هزار سال زيسته بود

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:41  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بعضی ها خیلی مشهورند ( توی هر چی ) مثلا پروین اعتصامی - یوری گاگارین و ...

در ادامه مطلب چگونگی مرگ بیست و هشت چهره مشهور جهان  را بخوانید  


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:39  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:36  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

پیغامی از فتوشاپ :   این قسمت رو نمیشه کاری کرد چون خالیه !!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:36  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:32  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 16:7  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

ببینم دوست دختر داری؟ ...... موبایل داره ؟ .....  میخوای بدونی الان کجاست؟ .... فقط کافیه که روی لینک زیر کلیک کنی و شماره موبایلشو بنویسی تا بهت نشون بده در کجای دنیا داره واسه خودش جفتک میندازه !!! ....... با تشکر از آقای علیرضا وجدانی که این سایت را به من معرفی کرد

کلیک کن و حالشو ببر !!!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 15:59  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسیاری  فکر می‌کنند که می‌دانند نقشه دنیا چه شکلی
 
  دارد ، ولی شاید نقشه‌های این نوشته نظر بسیاری از
 
ما را عوض کنند ....

MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 15:54  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

زندگی رو میشه بافت اما با یک تار دیگه

   سرود عشقو میشه ساخت اما با ساز دیگه

میشه یک لباس تازه کرد به جسم عاشقی

میشه با پرنده آواز بخونی به سادگی

میشه چشمک بزنی به روی مهتاب شبا

میشه خنده ها رو بنشونی تو بر روی لبا

میشه با خدا یه جور ساده تر حرف بزنی

میشه گلها رو یه جور تازه تر رنگ بزنی

میشه باور کنی که ستاره هم حرف می زنه

میشه کاری کرد پرستو با نگاش حرف بزنه

میشه با یه شوق دیگه رو کنی سوی بهار

میشه سنگا رو کنی روی غم دلها هوار

میشه آشتی کرد با عشق و سادگی تو زندگی

میشه سر به پای عشقا بذاریم به بندگی

میشه رنگ بال شاپرکها رو رو سنگ کشید

میشه جز خوبی توی هفت آسمون هرگز ندید

میشه هر نگاهی رو یه جور زیبا معنا کرد

میشه گرم کرد با محبت همه جا دلهای سرد

میشه زیبایی رو توی تاریکی شبها دید

میشه نرگس گل لادن از میون ابرا چید

میشه جز خوبی زندگی ندید با عاشقی

میشه خلوت بکنی با سایه ها دقایقی

میشه شوق غنچه روتو باز شدن باور کنی

میشه اسم همه ی عاشقا رو از بر کنی

میشه آکنده کنی فضا رو از بوی وفا

میشه هدیه کنی تو به قلبای خسته صفا

میشه تو هر نفست زندگی رو جاری کنی

میشه واسه ی قناری تو  لک کاری کنی

میشه با دستات بهارو بذاری تو خاک سرد

میشه دلها رو بشویی از غم و غصه و درد

میشه از رنگین کمون پل بسازی واسه دلا

میشه خنده رو تو مهمون بکنی تو منزلا

میشه از خلوت دلهای غریب یادی کنی

میشه یک کبوتر تن خسته رو یاری کنی

میشه همسفر شی با ماهی سرخ کوچولو

میشه اونو ببری تا دریاها بی های و هو

میشه خوبیها رو معنا بکنی توی کتاب

میشه باشی خیلی محکم مثل سد نه یک حباب

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 15:49  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

اشتياق مي تواند اعجاز كند .

وقتي كه بدبيني و افسردگي را دور بريزيد و خوشبيني و اشتياق را پرورش دهيد ، نتايجي حيرت آور در زندگي شما نمايان خواهد شد . حتي اگر توانايي ، آموخته ها و تجارب شما كمتر از ديگران است ، مي توانيد هر گونه كمبودي را با اشتياق پويا جبران كنيد . پذيرفتن اصل محدوديت شخصيت چقدر احمقانه و دلسرد كننده است . اگر از مردم بپرسيم چه اندازه مي توانند پيش بروند و چقدر انجام دهند . برخي مي گويند : نه خيلي زياد ، آنها مي گويند : من مثل ديگران با استعداد نيستم . در پاسخ به اين نظريه بايد گفت : چطور مي دانيد كه توانايي شما كم و محدود است ؟ شما از اين امر اطمينان نداريد ، فقط اين پندار را پذيرفته و بدين ترتيب خود را واقعا محدود كرده ايد . نگذاريد قرباني فرضيه محدوديت شويد . در حقيقت توان حيرت آوري كه در درون شماست ، به نيرو و خصوصيتي متعلق است كه نمي توانيد آن را كاملا درك كنيد ، بنابراين پيدايش امكانات در صورت باور كردن گفته است : باور داشته باشيد كه داراي ذخاير غني سلامت ، توان و تحمل هستيد ، آن گاه باور شما به آفرينش اين حقيقت كمك خواهد كرد . نيروي پويا ومشتاقانه ايمان چنين است .

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 3:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

شما اشخاصي را مشاهده كرده ايد كه گويي عوامل نامرئي وسايل انواع شادي آنها را فراهم مي آورند ، آنها را از عواقب خطاهايشان در امان مي دارند ، اقدامات حريفان و دشمنانشان را بي اثر مي سازند  ..............................
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 3:25  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

زمزمه كن..
من زمزمه هايت را دوست دارم.زمزمه كن
چهره ات را به خاطر مي آورم در آن هنگام كه مي خندي
بخند، من خنده هايت را خيلي خيلي خيلي خيلي دوست دارم
زندگي زيباست آن هنگام كه دستان توست سايه بان تنهايي من
من دستهايت را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
سرت را بر شانه هايم مي گذاري و با من سخن مي گويي
و اين خيالي است كه از ذهنم مي گذرد و من
شانه هايت را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
كوه با تمام عظمتش ياراي مقابله با گامهاي مصمم من نيست
وقتي بخواهم خاطرات را دربين شقايقهاي آن بيابم
من يادت را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
آسمانها هم كوچكند وقتي در فضاي سيال نگاهت گم مي شوند
من نگاهت را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
من حتي گريه ات رادوست دارم
آن هنگاميكه اشكها زگونه هايت برگيرنده آغوش من باشد
ولي من هنگامه رفتنت را دوست ندارم .
وقتي مي روي به جاده أي كه تو را مي برد، حتي به سنگهائيكه پيش پايت قرار مي گيرند حسودي مي كنم
وقتي مي روي حس مي كنم رهگذر قصه هايم خواهم ماند
ومن حتي رهگذر كوي تو بودن را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
وقتي در كنارم هستي مهر بر من مي بارد
من حضورت را خيلي خيلي خيلي دوست دارم
و چه زيباست گردش در هوائيكه وجود تو آنرا عطر آگين كرده باشد
من بوي پيراهنت را خيلي خيلي دوست دارم
آن شاخه گلي را كه تو به من هديه كني مي بوسم . و
اگرتو نخواني من آواز چكاوك را نمي خواهم
من جاده هاي سرسبز وزيبا را نمي خواهم اگر تو نباشي
من همان جاده تب دار كويري را مي خواهم اگر مرا به تو برساند
من رنجي را كه در راه ديدار تو باشد دوست دارم
چرا كه من تو را دوست دارم
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 3:16  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

آيا مي دانيد 7 مركز انرژي « چاكرا» در بدن شما وجود دارد ؟
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 3:14  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

صفحه بعد

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384