دوشنبه 1387/04/17
برای شهید کامران گمنام !!!!
میدونم دنیا و رابطمون بیشتر با مسخره بازی میگذره
هیچکدوم جرات نداریم از عشق و رویا صحبت کنیم
اما برات خوشحالم
چون اون اتفاق ساده برات افتاد و تو جراتشو داشتی که حداقل دربارش توی وبلاگ بنویسی
چون بازم تونستی با بقیه فرق کنی .... بقیه میترسند تا راستشو بگن ... بگن که دلشون گیره .... بگن که نمیتونن فراموش کنن
به هر حال کمی برات خوشحالم
یادت باشه تمام سرنوشت آدمها رو همین اتفاقات کوچک میسازند
یکشنبه 1387/04/16
دعا و خدا
آخرش همه به این نتیجه رسیدند که باید بره پیش دعا نویس تا مشکلش با دعا حل بشه ( پیشنهاد من نبود ! )
اما وقتیکه تصمیم گرفت بره بهش گفتم که حداقل برو از اون شیوه دعانویسی ( گوسفند را ذبح میکنند و خونش را در یک ظرفی ریخته و از توی خونش طلسمهایی به شکل استخوان و پلاک بیرون میکشند) استفاده کن تا باز بشی
سوال خوبی کرد .... پرسید: مهدی ! .... یعنی خدا اینقدر ظالمه که یک نفر با استفاده از دعا میتونه زندگی کسی را به هم بزنه !!! ؟؟؟؟؟
راستش در لحظه اول جوابی براش نداشتم ( هرچند بالاخره جوابی قانع کننده بهش دادم! )
این مطلب را نوشتم تا نظر تو دوست عزیز را جویا بشم
نظر شما چیه ؟
یعنی خدا واقعا اینقدر ظالمه که یک بنده اش میتونه با دعا بین ۲نفر را به هم بزنه یا زندگی بنده دیگر خدا را خراب کنه و خدا بگه چشم !!!! ؟؟؟؟؟؟؟
جمعه 1387/04/14
يك عمر به همه نامردي كردم، نميدونم چرا حالا نميتونم، هر كاري كه ميخوام بكنم دست و پام بسته شده.
يك نفر پيدا شده با بازيهاي بچگونه، من هم مثل خر شدم فقط مشكلم اينه كه هنوز گوشام اونقدر بزرگ نشده. هر جور ميخوام خودمو بكشم بيرون نميتونم، شايد چند ساله كه نميتونم ولي الان دارم خفه ميشم.
از قديم گفتن هر كاري بكني پاشو ميخوري، من دارم تا ته ميخورم. شايد خدا ميخواد اينجوري بمونم دور از دنيا. دنيايي كه برام خيلي نزديكه و من ازش خيلي دورم.
چرا نميتونم مثل سابق باشم، آخه مگه من قبليم چه عيبي داشت؟
هر بار كه رو اعصابم راه ميره ميگم اين دفعه آخره، ولي گويا تموم شدني نيست.
من هيچ وقت از دلم استفاده نكردم، هميشه مغزم راه خودشو ميرفت و چه عجيب كه هميشه هم درست بود. ولي حالا راهشون جداست نميتونم به حرف دلم نكنم. هر كارش ميكنم ساز خودشو ميزنه، هر بار كه از عقلم استفاده ميكنم كلي به خودم ميخندم ولي چكار كنم كه دستم بستست.
خيلي وقته مغزم رفته تعطيلات ، كاش مثل قديم باز هم ازش استفاده ميكردم، ولي نه دلمنميخواد اينجوري بشه.
كاش بخوابم و بيدار شم و همش خواب باشه ولي خواب به اين طولاني بودن كي اتفاق ميافته؟
هر بار كه فكر مي كنم احساس ميكنم بوي گند نامردي مياد،بوي خيانت بوي دورويي، بوي فريب ، ولي خب اينارو فقط آدم عاقل ميفهمه كسي كه عقلش كار كنه،مرده شور اين دل بي منطقو ببرن، و من فقط فكر مي كنم ، فقط فكر.
چرا اينطوري شد، قرارمون از اول اين نبود ،نميدونم، شايد هم از اول قراري نبود. شايد هم اصلا اولي نبود. و شايد من هنوز هم فقط فكر مي كنم. !؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟؟!!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جمعه 1387/04/14
جمله روز
همان چیزی را می شنوی که می نوازی!!!
چهارشنبه 1387/04/12
یادش بخیر
اما دلم گرفته است...یادش بخیر،اون روزها،دلم كه می گرفت،حالی بود برای نوشتن!
اون روز ها دلتنگ بودم...ولی امروز دلم برای همون "دلتنگی ها" ، تنگ شد ...
راستش میان خاطره و تداعی دست و پا میزنم.
میان فراموش شده ها غرق می شوم...
یادش بخیر ...
یادش بخیر سادگیها،ساده اندیشی ها و صداقتها...
اگر تو هم جای من بودی، دلت می گرفت جز خاطراتت چیزی برای مرور كردن داشتی؟!
تو اگر جای من بودی غوطه ور در یك دریا تداعی جز دست و پا زدن چه می كردی؟!
اینها سیاهی نیستند،اینها خاطره ها و تداعی های من هستند.
برای من گنجهای زیر خاكی كه هروقت دست و بالم خالی می شن به آنها پناه می برم...
هروقت دلم می گیره ،یاد اون روزهای اول می افتم،یاد سادگیها،ساده اندیشی ها و صداقتها...
یاد دلتنگیها،درد دلها....یاد انتظار كشیدنها و لحظه شماریها...یاد دست خالی و دل پر بازگشتنها...
شاد می شوم...لذت می برم...با تمام وجود....شادی تنها خندیدن نیست....اونهم در این غمكده!
اشتباه ما دل بستنهای ماست...دل بستن آغاز دل كندن است...
صمیمی ترین دوستها و همراهان هم وقتی بی حوصله می شوند،می رن...
دل نباید بست...باید لذت برد...باید از دوست داشتنیها تا هنوز خاطره نشده اند لذت برد...
یادش بخیر دوباره
وقتی كه چشمام روی هم بسته میشه
وقتی دلم از زمونه خسته میشه
چشمامو دریا می كنم
یاد قدیما میكنم .
یادش بخیر اون قدیما.اون وقتی كه بچه بودیم .
اون وقتی كه فقط و فقط از زندگی بازی كردن و خوشحالی رو بلد بودیم.
اون وقتی كه كنار مامان و بابا و خانواده یه جمع صمیمی داشتیم .
اون وقتی كه فارق از همه دنیا و سختیها و مشكلات از زندگی فقط خندیدن بلد بودیم .چه روزایی بود .
اون روزا كه همه عشق و فكرمون این بود كه كی بزرگ میشم ، غافل از اینكه بزرگ شدن تازه اول همه سختیهاست.
اون موقع ها كه صدای خنده هامون همه فضای خونه رو پر می كرد .
اون وقتی كه با بچه های كوچه بازی می كردیم و سر كوچكترین و كمترین چیزا با هم قهر می كردیم .
اما دلامون اینقدر پاك و صاف بود كه در عض كمتر از یه ربع ساعت همه چیزو فراموش می كردیم .
یادش بخیر بچگی هامون ......
دوشنبه 1387/04/10
یورو 2008 تومان !
دلم خنک شد !
دمش گرم اسپانیا با این بازیش ........ اصلا دلم نمیخواست آلمان قهرمان بشه .... خدائیش توی این دوره بهترین بازیها را از اسپانیا و هلند دیده
فقط تنها سوال من اینه که : یعنی برزیل و آرژانتین همون دوره اول حذف شده بودند؟!!!! .... ایول ! .... تیمها چقدر قوی شده اند!
به امید روزیکه تیم ایران هم در این مسابقات شرکت کنه و بشه شگفتی ساز !!!
یکشنبه 1387/04/09
جمله روز
كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد...
شنبه 1387/04/08
جمله روز
اگر علوم و فرهنگ ملل دیگر و بخصوص ملت ایران که بعد از اسلام وارد جهان عرب شد را از اعراب بگیرند فقط عرب باقی می ماند و شتر او !!!!
شنبه 1387/04/08
جملات حکیمانه
The person that you are, is gods gift to you, and the one you will be is your gift to god , so be perfect and excellent .
وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش .
When you reach to your wish , you understand that wishing some thing is better than having that .
بعضی از آدما مثل کوه می مونن ، هر چی بهشون نزدیک تر بشی ، بیشتر به عظمت و بزرگی شون پی می بری .
Some people are like moan thins , when you get closer to them , you find out their authority more .
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ، چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته .
think about living in a glass world , so trying not throw stone to anyone , because the first thing that will be broken is your world .
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow
شنبه 1387/04/08
فرشته
پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید.
پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است . درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود. پرنده این را گفت و پر زد .
انسان رد پرنده را دنبال كرد تا این كه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد . آنگاه خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال هایت را كجا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه هایش گذا شت و جای خالی چیزی را احساس كرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!
شنبه 1387/04/08
ماشا

براي خوندن ادامه مطلب اينجا كليك كن
شنبه 1387/04/08
نامه خانم فاطمه
(این نامه در کلوب بدست من رسیده)
( تصویر فاطمه خانم ! )
براي خوندن ادامه مطلب اينجا كليك كن
پنجشنبه 1387/04/06
باد آمد و بوشو انداخت تو بینی ما...
براي خوندن ادامه مطلب اينجا كليك كن
پنجشنبه 1387/04/06
خدا
سه شنبه 1387/04/04
هر كس در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد
سه شنبه 1387/04/04
فاطمه، فاطمه است
فاطمه، فاطمه است .
از علي خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسي نشناسد، آن دو شيخ از جنازهاش تشييع نكنند و علي چنين كرد.
اما كسي نميداند كه چگونه؟ و هنوز نميداند كجا؟
در خانهاش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست.
و كجاي بقيع؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه.
مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفتهاند. سكوت مرموز شب گوش به گفتوگوي آرام علي دارد.
و علي كه سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه، بيپيغمبر، بيفاطمه. همچون كوهي از درد، بر سر خاك فاطمه نشسته است.
ساعتها است.
شب ـ خاموش و غمگين ـ زمزمهي درد او را گوش ميدهد. بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بيوفا و بدبخت، سكوت كردهاند، قبرهاي بيدار و خانههاي خفته ميشنوند.
نسيم نيمه شب كلماتي را كه به سختي از جان علي برميآيد، از سر گور فاطمه به خانه خاموش پيغمبر ميبرد:
ـ “بر تو، از من و از دخترت ـ كه در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پيوست، سلام اي رسول خدا“.
...
درمانده و بيچاره بر جا مانده؛ نميدانست چه كند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، اينجا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گويي ديوي است كه در ظلمت زشت شب كمين كرده است. با هزاران توطئه و خيانت و بيشرمي انتظار او را ميكشد.
و چگونه بماند؟ كودكان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسؤوليتهايي كه تنها چشم به راه اويند و رسالت سنگيني كه بر آن پيمان بسته است؟
درد چندان سهمگين است كه روح تواناي او را بيچاره كرده است. نميتواند تصميم بگيرد، ترديد جانش را آزار ميدهد، برود؟ بماند؟
احساس ميكند كه از هر دو كار عاجز است، نميداند كه چه خواهد كرد؟
به فاطمه توضيح ميدهد: “اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است كه از ماندن نزد تو ملول گشتهام، و اگر همين جا ماندم، نه از آن رو است كه به وعدهاي كه خدا به مردم صبور داده است بدگمان شدهام”.
آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه پيغمبر رو كرد، با حالتي كه در احساس نميگنجيد، گويي ميخواست به او بگويد كه اين “وديعهي عزيز”ي را كه به من سپردهاي، اكنون به سوي تو بازميگردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را بگويد، تا آنچه را پس از تو ديد يكايك برايت برشمارد.
...
“مريم، مادر عيسي است”.
و من خواستم با چنين شيوهاي از فاطمه بگويم. باز درماندم:
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.
دکتر شريعتی
سه شنبه 1387/04/04
دروغ به خدا !
دوشنبه 1387/04/03
آیا کائنات مرا دوست دارد ؟"
شنبه 1387/04/01
دوازده آیه
جمعه 1387/03/31
تاریخچه حجاب
آز آنجا که در کتب مختلف وجود دارد می توان استفاده نمود که حجاب در ایران باستان در میان قوم یهود و احتمالا در هند و سایر نقاط وجد داشته است و از آنچه در قانون اسلام آمده است به مراتب سخت تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله ی اسلام در عرب پیدا شده است.که من باب ذکر شواهد به چند مورد اشاره می شود.
- ویل دورانت در صفحه ی سی جلد دوازده تاریخ تمدن راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد:اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد و یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نومد همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه همسرش را طلاق دهد...
در مورد مقام زن در دوران ایران باستان و حکمرانی داریوش در همان کتاب صفحه ی پانصد و بیست و دو آمده است که حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم می شده اند و...
- نویسنده کتاب سه سال در ایران معتقد است که حجاب شدید دوره ی ساسانی ،قبل از دوره ی اسلام در میان ایرانیان باقی مانده و همچنین او معتقد است که آنچه در ایران دوره ی ساسانی بوده نه تنها پوشیدگی، بلکه مخفی نگه داشتن زن بوده است و ...
- «جواهر لعل نهرو» نخست وزیر فقید هندی معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان روم و ایران به جهان اسلام وارد شد.به هر حال آنچه مسلم است این استکه قل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست،اما اینکه حدود حجاب اسلام با حجابی که در ملل باستان بود یکی است یا نه و دیگر اینکه علت و فلسفه ای که از نظر اسلام حجاب را لازم می سازد همان علت و فلسفه ای است که در جاهای دیگر جان منشا پدید آمدن حجاب شده است یا نه ، مطلبی است که در قسمت های بعدی خواهد آمد....
پنجشنبه 1387/03/30
تابستان من
مثلا با مجید ... جواد و همین کامران ( شهید گمنام) که قراره با هر کدام از این دوستان یک موزیک ویدئو تهیه کنیم تا بعنوان یادگاری از این دوران رفاقت داشته باشیم و البته کمی هم خوش بوده و بخندیم
حتی قراره که فیلم کوتاهی هم در مورد خودکشی درست کنیم!!!! و البته در حال مذاکرات جهت اجرای نمایش هم هستیم ..... خلاصه داریم کلی کار فرهنگی میکنیم!!!
دیروز کار فیلمبرداری اولین کلیپ به پایان رسید و قراره مجید کارهای تدوین و ادیت آن را انجام بده ... جاتون خالی خیلی حال داد ... منو با این هیکل ۱۲۰ کیلویی برد کوه !!! .... فکر میکنم ۱۰ کیلو کم کرده باشم ( از کوه متنفرم !!!! )
به هر حال این چرت و پرتها رو گفتم که اگه خدای نکرده چند روزی در این تابستان خدمت نرسیدیم بدونین کجا هستم مشغول چه غلطی !
پنجشنبه 1387/03/30
کمی بیشتر بدانیم !
۱ . داوينچي همزمان با يک دست مي نوشت و با يک دست نقاشي ميکرد!
2- هيتلر از مکان هاي بسته وحشت داشت!
3- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند!
4- هر انسان تا 8 ثانيه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است!
5- اغلب مارها 6 رديف دندان دارند!!
6- وقتي به خورشيد نگاه مي کنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده ميکنيد
7- قلب ميگو در سر آن واقع است
8- ظروف پلاستيکي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند
9- حدود 250 نفر از محققان ( ناسا ) ايراني هستند و رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني است
10- دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه ميکشند
12- کوچکترين سگ دنيا ((دارکيده پتز بورگ)) نام دارد که 600 گرم وزن دارد
13- آيا ميدانستيد تصميم بر اين بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود؟
14- - با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 کيلومتر درست کرد
16- - زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم کنوني بود
17- در زبان عربي براي کلمه ي شمشير 850 واژه ي مختلف وجود دارد
18- گرانترين کفش دنيا 1ميليارد و 700 ميليون تومان است!!
19- براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين کافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم!
20- کوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه ي خود آن را پيدا ميکند!
21- در دنيا تعداد جوجه ها از آدم ها بيشتر است
22- فيل تنها حيواني ست که نمي تواند بپرد
23- در مونيخ بيمارستاني براي افراد سرخورده ساخته شده است
24- قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي تپد
25- ايرانيان در انگليس ثروتمند ترين قشر هستند حتي ثروتمند تر از ملکه اليزابت
26- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاند نو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي که جمعيت اين کشور 4 ميليون نفر بود!!
27- يک انسان بالغ 5 ليتر خون در رگ هاي او جاريست که اگر 5/1 ليتر را از دست بدهد احتمال مرگش بسيار است
28- قوه ي چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است
29- اگر تمام نمک هاي آب هاي دنيا را جمع کنيم مي توانيم کره خشکي را با لايه اي نمک به قطر 150 متر بپوشانيم
30- گرده گل هرگز فاسد نمي شود
31- جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند
33- %90 سم مار از پروتئن تشکيل شده است!
35- وزن ا قاشق چاي خوري از سياه چاله ها 2 ميليارد تن است
36- يک سياهچال در کهکشان راه شيري وجود دارد که در هر ثانيه 1000 بار به دور خود مي چرخد
38- خورشيد کوچکترين ستاره زمين است!
39- آب دريا بهترين ماسک صورت است
پنجشنبه 1387/03/30
مثلا وقتی درباره حجاب یا درباره نگاه کردن و یا درباره حرف زدن مینویسی .... همیشه چند نفر نظر میدهند که : انسان موجود آزاد است!
میخوام بدونم به نظر شما آزادی یعنی چی؟ ..... چه کاری را اگر انجام دهید حس آزاد بودن و آزادی داشتن را خواهید داشت؟
وقتی کلمه آزادی را میشنوی یاد چه چیزهایی میفتی؟
برام از آزادی و نظرت را در مورد این واژه غریب بنویس
منتظر نظراتتون هستم
چهارشنبه 1387/03/29
حجاب
آیا درست است که می گویند:
هر چیز که قیمتی تر باشد درصد مراقبتش بالاتر می رود؟
دیباچه:
ای که بهشت زیر پای توست،ای که از دامن تو مرد به معراج می رود.آیا تا کنون با خود اندیشیده ای که چه گوهر ارزشمندی هستی؟آیا تا به حال با خود فکر کرده ای که برای چه آفریده شده ای؟تو محل ظهور و بروز جمال و زیبایی هستی.تو کانون گرمی هستی که خانواده بر محور تو تشکیل می شود.آغوش گرم تو جایگاه آرامش و تسکین انسانهایی است که بعدها به مقامات و توانایی های بلندی خواهند رسید.نگاه پر محبت تو به همسرت صحنه ی دل انگیزی است که عالم با آن برابری نکند.پس ای وجود پر گوهر، این یک فاجعه و تحقیر برای وجود ارزشمند توست که بدن و اعضا و جوارح وجود زیبایت آماج تیرهای زهرآلود مریض و کثیف کسانی قرار گیرد که هدفشان فقط ارضای امیال نفسانی خود است و هیچ توجهی به تو و ارزشهای شایسته ی تو ندارند.پس عجله کن و برای در امان ماندن از این تیرهای زهرآگین سپری برای خود مهیا ساز.حال اگر می خواهی بدانی که این سپر چیست مرا تا پایان همراهی بنما ....
ادامه دارد......
چهارشنبه 1387/03/29
۞ برکت مال حلال
۞برکت مال حلال
مردی فقیر از بنی اسرائیل به شدت ازسوی همسرش سرزنش میشد که چرابرای کسب درآمد چاره ایی نمکیند.مردبیچاره که همه راهها را برای به دست اوردن مال وثروت طی کرده بود ناامید روبه درگاه خدا اورد وبرای حل مشکلش ازپروردگارش مدد خواست.شبی درخواب دید به اوگفتند:
"کدام یک رابیشتر دوست داری؟2درهم مال حلال یا100هزاردرهم مال حرام؟"
درجواب گفت:
2درهم مال حلال
گفتند:
اکنون 2درهم زیرسرتوست.
مردفقیر ازخواب برخواست.وزیربالشش را نگاه کرد و2درهم بشارتی رایافت.بیدرنگ راهی بازارشدوبه خانه بازگشت.همسرآن مرد بادیدن ماهی به اوگفت:
مشکل ما باخریدن یک ماهی حل نمیشودتوباید به فکریک کارپردرآمد باشی
مردفقیر بعدازپخت ماهی وبا پاره کردن شکم ماهی دومروارید درخشان درآن یافت.
خدارا به خاطر این عنایت شکر کرد و راهی بازارشد ودومروارید رابه40هزاردرهم فروخت.
به برکت مال حلالش ،ازفقروتنگدستی نجات یافت
چهارشنبه 1387/03/29
قرآن خواندن چه خاصیتی دارد؟
زاهد ار زندى حافظ نكند فهم چه باك /دیو بگریزد از آن قوم كه قرآن خوانند ( حافظ )
مضمون مصراع دوم، ترجمهى روایتى است از حضرت على(ع) كه مىفرمایند:
«البیت الذّى یقرء فیه القرآن و یذكرُالله عزّ و جلّ فیه تكثر بركته و تحضره الملائكه و تَهجُره الشیطان»
با خانهاى كه در آن تلاوت قران شود و از خداوند یاد شود، بركت آن خانه افزون گردد، ملائكه در آن خانه حاضر مىشوند و در نتیجه شیطان از آن خانه رانده مىگردد
سرچشمه حقایق و معارف اسلامى قرآن كریم است كه كتاب آسمانى و سند نبوّت پیغمبر اكرم(ص) و سخن خداى تعالى است. قرآن كریم در مدت 23 سال زمان دعوت پیغمبر اكرم(ص) تدریجاً نازل شده و نیازمندىهاى جامعه بشرى را پاسخ گفته است.
قرآن كتابى است كه در سخنان خود هدفى جز راهنمایى مردم به سوى سعادت ندارد. به عبارتى قرآن كریم «اعتقاد درست»، «خلق پسندیده» و «عمل شایسته» را كه پایههاى سعادت فرد و جامعه انسانى است با كلامى رسا تعلیم مىكند.
«و نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكلِّ شىءٍ و هُدىً و رحمه و بُشرى للمُسلمین»؛ (سورهى نحل، آیهى 89).
خلاصهى ترجمه: كتابى را كه هر چیز را روشن مىكند به سوى تو (اى پیامبر) فرتسادیم، و آن را مایهى هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان قرار دادیم.
قرآن معارف اسلامى را كه به اختصار بیان فرموده براى تفصیلات آن معارف مخصوصاً براى توضیحات مسائل فقهى مردم را به درِ خانه اهل بیت(ع) هدایت مىكند. چنان كه مىفرماید
: «و انزلنا الیك الذكر لتبین للنّاس ما نُزّلَ الیهم»
؛ قرآن را فرستادیم تا آن چه را كه از جانب خدا براى مردم فرستاده شده است براى آنان روشن سازى (سوره نحل، آیهى 44)
. مطلب بعد درباره قرائت قرآن و نظم در امور است. در كلام امیرمؤمنان حضرت على(ع) در توصیف قرآن مىخوانیم
«فى صفه القرآن: اَلا انِّ فیه علم مایأتى و الحدیث عن الماضى و دواء دائكم، و نظم ما بینكم»
بدانید در قرآن علم گذشتهها و آیندگان آمده است. قرآن دواء بیمارىهاى شما و سبب نظم و ساماندهى میان شماست (نهجالبلاغه، خ 158).
امام صادق(ع) فرمود:
قرآن عهدنامهاى بر خلق خداست، شایسته است كه انسان به عهدنامهى خدا نگاه كند و شبانه روز - لااقل - پنجاه آیه بخواند (چون نگاه به كلمات قرآن عبادت است) (كافى، ج 2، ص 609)
تلاوت قرآن با شرایطى كه ائمه معصومین بیان مىكنند موجب نظم و برنامهریزى در همه شئون زندگى مىشود. نماز كه از بارزترین نمودهاى قرآن مجید است در پنج نوبت خوانده مىشود. این طرز انجام دادن یك تكلیف الهى به طور حتم موجب نظم و برنامهریزى در امور مىشود..
این بحث را با كلام و دعاى دلنشین مولایمان سید الساجدین زینالعابدین على بن الحسین(ع) به پایان مىبریم:
خدایا!
قرآن را وسیله دستیابى والاترین مراتب كرامت و بزرگى ما قرار ده، و آن را چنین براى ما نردبان عروج به جایگاه سلامت، سبب پاداش در عرصه قیامت و وسیله دستیابى به نعمتهاى سرای جاودان قرار ده (صحیفه سجادیه، دعاى 42).
چهارشنبه 1387/03/29
برای شهاب خان !
یوزر و پسوردت را برای آبجی خانوم ارسال کردم و ادش هم نکردم !
منتظر حضور طوفانیت در این وبلاگ با یقه آخوندی و تریپ بسیجی هستیم!!!!

